الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
56
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
الا ان هذا الحاظ 1 ) . . . فلا بد من لحاظ آخر 2 ) . . . بهذا اللحاظ 3 ) . . . مع انه ان لا يصدق على الخارجيات 4 ) و اگر منظور از لحاظ كردن و تصور نمودن مورد دوم باشد ( يعنى لحاظ جزء موضوعله فرض شود ) اشكالاش اين است كه واضع در حال استعمال دو لحاظ داشته باشد ، يكى لحاظى كه داخل در موضوع له يا مستعمل فيه است و يكى هم لحاظ استعمالى كه براى تكميل معنى لازم مىباشد و چنين چيزى خلاف وجدان است زيرا جناب واضع در وجدان خود در حال استعمال دو لحاظ احساس نمىكند ( مفاد عبارت و هو كما ترى ) « 1 » 1 ) منظور لحاظى است كه مقوم و مصحح استعمال است . 2 ) يعنى در حين استعمال 3 ) منظور لحاظى است كه مصحح استعمال است 4 ) اشكال دوم اين است كه اگر موضوعله حروف مصاديق ذهنى باشد بايد هيچ يك از معانى حروف بر مصاديق خارجى صدق نكند و تمام مصاديق حروف ذهنى شوند و اگر مثلا مولى امر نمود ( سر من البصر ) امتثال آن محال باشد زيرا برحسب فرض ابتدايتى كه در مثال مطرح است ، ابتدائيت ذهنى است و چنين ابتدائيتى امتثالاش براى عبد محال است ( در حالىكه اگر ابتدائيت فلان نقطهى خارجى مدنظر بود ، امتثالاش محال نبود ) و فقط با تجريد و القاء خصوصيت مىتوان امر مولى را امتثال نمايد مثلا بگويد مولى مرتكب مجاز شده است .
--> ( 1 ) - بداية الوصول جلد 1 صفحه 31